. این تصویر خیلی هارو تکون میده و باعث میشه حالا که عید هم نزدیکه دلامونو یه خونه تکونی بکنیم. پس حتما ببینید. موفق و عاشق باشید
|
اگر من جاي او بودم همان يک لحظه اول که اول ظلم را مي ديدم جهان را با همه زيبايي و زشتي بروي يکدگر ويرانه مي کردم عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم که در همسايه صدها گرسنه چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم نخستين نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه مي کردم عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم که مي ديدم يکي عريان و لرزان ديگري پوشيده از صد جامه رنگين زمين و آسمان را واژگون مستانه مي کردم عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم نه طاعت مي پذيرفتم نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز کرده پاره پاره در کف زاهد نمايان سبحه صد دانه مي کردم عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم براي خاطر تنها يکي مجنون صحراگرد بي سامان هزاران ليلي نازآفرين را کو به کو آواره و ديوانه مي کردم عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان سراپاي وجود بي وفا معشوق را پروانه مي کردم عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم بعرش کبريائي با همه صبر خدايي تا که مي ديدم عزيز نابجائي ناز بر يک ناروا گرديده خواري مي فروشد گردش اين چرخ را وارونه بي صبرانه مي کردم عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم که مي ديدم مشوش عارف و عامي ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم کش بجز انديشه عشق و وفا معدوم هر فکري در اين دنياي پر افسانه مي کردم عجب صبري خدا دارد چرا من جاي او باشم همين بهتر که او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتکاريهاي اين مخلوق را دارد وگرنه من جاي او چو بودم يکنفس کي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي کردم عجب صبري خدا دارد! عجب صبري خدا دارد! پول مي تونه ....... !!!! پول میتونه سرگرمی رو بخره اما نه شادی رو. اره تو این دنیا دیگه هیچ کی منو دوست نداره وقتی می یان کنار من نقاب به صورت می زنن همه حرفاشون دروغه به ظاهر عاشق منن تو این دنیا اگه بخوای با کسی مهربون باشی بعدش باید تا عمر داری از کارت پشیمون باشی جواب هر خوبی تو با یه بدی داده می شه دل کندن از تو تا ابد واسه همه ساده می شه همه ادعا می کنن که عاشقن تا همیشه خوب می دونم از عاشقی هیچی سرشون نمیشه تو این دنیای بی کسیم فقط خدا مونده برام فقط اون از اون بالاها واسه یه بار کرده نگام هرکی تو دنیا یه جوری دنبال کار خودشه هرکی یه جور از زندگی تصویری تو ذهن می کشه همه تورو ترک می کنن فقط خدا پا به پاته باور نکن هر کی که گفت عاشق رنگ چشماته فقط تو شادی باهاتن تو غما ترکت می کنن فکر نکن توی سختی ها همیشه درکت می کنن به ظاهر غصه دار می شن با دیدن پلک ترت ولی بعدش می رن و هی حرف می زنن پشت سرت این ادمای دورو رو فقط خداشون می شناسه توی اون دنیا کارشون هی خواهش و التماسه نمی شه گفت با صراحت همه ی ادما بدن درسته بعضی موقع ها حالتو به هم می زنن ولی این بدی ها عزیز تو همه مون داره وجود هیچ کی مث فرشته نیست زیر این گنبد کبود این زندگی دو روزه و باید از اینجا بگذری مهم اینه چی با خودت اونور دنیا می بری دوست دارم تا هستم همه بدونن قدر خوبیمو نه اینکه مردم بگیرن رو سر تابوت چوبیمو چه فایده هر چی که بگم هیچ کسی حالیش نمیشه تا زمانی که برم و بمونم واسه همیشه خوب می دونم که قدرمو یه روز همه شون می دونن می خوان با من حرف بزنن ولی دیگه نمی تونن تو این دنیای لعنتی از من نمی کنن یادی به ظاهر با دیدن من بال در می یارن از شادی تو این دنیای لعنتی کارم شده رنج و عذاب ادمای خوبو فقط شبا می بینم توی خواب به چه قیمتی گذشتی از شبای خیس مهتاب چی گذاشتیم از من و تو به جز آرزوی بر آب به چه قیمتی غرور سر راهمون کشیدی چرا لحظه های باهم بودنامونو ندیدی خوب من ما هر دو باختیم توی این بازی بی خود هر دوتامون کم گذاشتیم که ترانه هامونم مرد چیزی از لحظه نمونده من و تو لحظه رو کشتیم حکم اعدام دلامون با غرورمون نوشتیم اگه دوستم نداری به روم نیار یه چیزی از غرورم واسم بزار نزار تو فکر تنهایی گم بشم نزار حرف و حدیث مردم بشم اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم ، به جای آن که انگشت اشاره ام را به سوی او بگیرم ، در کنارش می نشستم ، انگشتهایم را در رنگ فرومی بردم و با او نقاشی می کردم . اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم ، بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم ، به او نگاه می کردم . اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم ،به جای اصول راه رفتن ، اصول پرواز کردن و دویدن را با او تمرین می کردم . اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم ، ازجدّی بودن دست برمی داشتم و بازی را جدّی می گرفتم . اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم ،با او در مزارع می دویدم وبا هم به ستارگان خیره می شدیم . اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم ، کمتر سخت میگرفتم وبیشتر تأییدش می کردم . اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم ، اوّل احترام به خودش را به او می آموختم بعد احترام به دیگران را . اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم ، بیشتر از آن که عشق به قدرت را یادش بدهم ، قدرت عشق را یادش می دادم . عشق عشق عشق مخاطب عشق شخص خاصی نیست تو فقط عشق بورز و بگذار عشق کیفیت وجود تو باشد زن زن را بد نگویید که او دختر کسی است،
آیا جزء آن دسته از خانم های سلطه گر و خودمختار هستید؟! آیا انتظار دارید همه چیز مطابق میل و سلیقه شخصیتان باشد؟! می خواهید همسرتان بی چون و چرا تحت فرمان و اختیار شما باشد؟! شاید متوجه نباشید اما با این طرز برخورد فقط همسرتان را می آزارید. این روزها خانم ها تصورات غلطی از رابطه زناشویی پیدا کرده اند و فکر می کنند هر چه می گویند همسرشان باید اطاعت کند و موظف است که مانند غول چراغ جادو کلیه ی آرزوهای قلبی آنها را برآورده سازد. آیا احساس می کنید که شوهرتان مطابق میل شما عمل نمی کند؟ چرا نگاهی به کارهای خودتان نمی اندازید! شاید برخورد درستی با او ندارید و نمی توانید احتیاجات و انتظاراتش را برآورده سازید. تصمیمات او را جدی تلقی کنید به زیبایی خودتان اهمیت بدهید اجازه دهید خودش باشد
خانم ها و آقایونی که به طور مداوم با تعداد بیشماری از افراد همخوابه می شوند، برای خود و دیگران فجایعی را درست می کنند که خودشان هم از آن مطلع نیستند و اصلاً نمی دانند که در حال انجام چه کاری می باشند. اما علت چیست؟ 1- فقط آقایون خیانت می کنند. هر دو جنس میتوانند خائن باشند. اما هنوز هم افرادی هستند که در اکثر مواقع همچنان به همسران خود وفادار باقی می مانند. بدون وجود وفاداری دیگر هیچ گونه صمیمیتی در رابطه وجود نخواهد داشت و زندگی مشترک به یک جنگ تبدیل خواهد شد. وقتیکه یکی از زوجین متوجه بی وفایی های همسرش می شود در مقابل او جبهه گیری می کند و هر روز موقعیت هر دو طرف وخیم تر خواهد شد. انسان به طور ذاتی گرایش به تک همسری دارد، اما انسان موجودی هوشمند است و بسته به شرایط می تواند آموزه های جدیدی نظیر چند همسری و بی قاعدگی در امور جنسی را فرا گیرد. با این وجود حتی در فرهنگ هایی که طرفدار چند همسری هستند، بشر طبع واقعی خود را با عاشق شدن و پایبند بودن مادام العمر به یک نفر آشکار ساخته. البته اگر فرد بدون وجود دلایل کافی ارتباط قبلی خود را بر هم بزند و برای خود همسر جدیدی اختیار کند درحالیکه همسر قبلی او حی و حاضر باشد، دچار نوعی گم گشتگی غریزی خواهد شد که بخشی از تراژدی خیانت را تشکیل می دهد. 2- ارتباط پنهان عاشقانه می تواند برای استحکام زندگی مشترک مفید باشد. کاملاً طبیعی است که اگر خیانت پر سر و صدا و جنجالی انجام پذیرد، کل جهنم از آن با خبر می شوند و پی آمدهای آن به مراتب بدتر خواهند بود. بحران خیانت می تواند مشکلات بسیار زیادی را برای زندگی زناشویی ایجاد کند. به هر حال هر بحرانی نمودهای خاص خود را دارد و خیانت هم از این امر مستثنی نیست. تصور افرادی که در صدد اصلاح جهان هستند، تا حدی خیالی و بیش از حد آرمان گرایانه است. 3- افراد به این دلیل خیانت می کنند که شریک زندگی خود را دوست نمی دارند. عاشق بودن لزوماً باعث نمی شود که افراد از حس شهوت خود دست بکشند. هر ازدواج خورشت غلیظی است از احساسات بیشماری است که شهوت، تنفر، ناکامی در عشق، خشم، و خودکشی نیز شامل آن می شود. شاید احمقانه باشد که بخواهید یک چنین رژیم غنی احساسی را تنها با بازگو کردن یک سوال: "دوستم داره؟ دوستم نداره؟" آن هم با کندن گلبرگ های گل نرگس جواب بدهید. به هر حال اکثر مردم این سوال را مطرح کرده و خوشان هم به آن پاسخ می دهند. عاشق نبودن دلیل محکمی برای خیانت کردن نیست. تمام افرادی که خیانت می کنند عاشق کسی که با او رابطه پنهانی دارند نیستند. 4- افراد معاشقه می کنند چون بیش از حد شهوتران هستند. معاشقه تنها به ارتباط جنسی ختم نمی شود، این نوع معاشقه های پنهانی معمولاً شامل سکس هم هستند. این افراد با معشوق جدید خود رابطه جنسی برقرار می کنند تا اسراری داشته باشند و ارتباط را پر تنش، خطرناک و مهمتر از همه مهیج جلوه دهند. 5- معاشقه نشات گرفته از بی غیرتی و بی توجهی طرف مقابل است. یکی از ترفندهایی که می توان به واسطه آن از عذاب وجدان رها شد، زیر سوال بردن اصل ازدواج است: توجه کنید که شریک زندگی می تواند شما را بد بخت و تیره روز کند اما نمی تواند شما را خائن کند! با پیشرفت تمدن افراد باید یاد بگیرند که مسئولیت کارهایی که انجام می دهند را به عهده بگیرند. بعضی می خواهند با بهانه های بی پایه و اساس تقصیر را به گردن دیگری بیندازند: اینقدر همسرم سر من غر می زد که مجبور شدم این کار را انجام دهم، به خاطر کاری که پدرم در کودکی با من کرده نمی توانم از هرزگی و فاحشگی دست بردارم، او به سمت من آمد و دامنش خیلی کوتاه بود، من معتاد سکس هستم، و غیره. واقعاً غیر واقعی و غیر منطقی است. اگر واقعاً نمی توانید رفتارهای جنسی خود را کنترل کنید، پس اصولا از نظر فکری احتیاج به مشاوره و راهنمایی دارید.. هیچ گاه خیانت به دلیل رفتار همسر ایجاد نمی گردد مگر اینکه اختیار آلت تناسلی شما به دست همسرتان باشد. هر کسی که اختیار چیزی را دارد خودش مسئول است. 6- بهتر است که وانمود کنید چیزی نمی دانید. بعضی ها سعی می کنند با بی توجهی از موارد ناخوشایند زندگی رد شوند و خودشان را ناراحت نکنند. در حالیکه می بینند خانه در حال فرو ریختن است، اما به خودشان زحمت داد زدن "آتش، آتش" را هم نمی دهند. در حقیقت سکوت سبب سوخت رسانی به معاشقه های پنهانی می شود، معاشقه ای که در خفا رشد پیدا کرده و پرورش می یابد. مشکل زمانی حل می شود که از رازها پرده برداری شود، و این امر به اتمام رابطه نامشروع کمک می کند. یک فرضیه متحجرانه!! بر این اصل استوار است که فرد خائن هیچ گاه نباید به اعمال مخفیانه خود اعتراف کند تا طرف مقابل همواره در شک و تردید و دودلی باقی بماند و فکر کند که خودش دیوانه شده است. باید توجه داشت که دروغ گفتن های مداوم و انکار حقیقت غیر قابل بخشش ترین قسمت خیانت است. . زمانیکه خیانت کشف شد، مطمئن باشید که با انکار آن به جایی نمی رسید اما اگر اعتراف کنید جای امیدواری وجود دارد. 7- پس از خیانت حتماً باید طلاق گرفت. معمولاً این مسئله مانند آنچه در فیلم ها مشاهده می کنید نیست: هر دو طرف داد بکشند، اشیا را به هم پرت کنند و یک سناریوی تراژدی بسازند؛ بهتر است ابتدا خود را آرام کنید و سپس مشکل را ریشه یابی کرده و به فکر چاره ای برای نجات زندگی مشترک خود باشید. معمولاً دو نفر به این دلیل طلاق می گیرند که نمی توانند تصور کنند که مجدداً با هم زندگی کنند. احساس گناه اگر از درون افراد نشات بگیرد خوب است اما اگر به دلیل خشم و عصبانیت همسر باشد، دردی را دوا نخواهد کرد. احساس گناه به رفع مشکلات کمک می کند، اما حس شرمساری باعث می شود فرد از وقایع فرار کرده و خود را از اطرافیانش پنهان سازد. جبران خیانت کار ساده ای نیست، اما شدنی است. نمی توان گفت کسانیکه خیانت کرده اند همه ارزش های فردی خود را زیر سوال برده اند. این افراد باید از اشتباهات خود درس بگیرند و در زندگی محتاط تر باشند تا بتواند در آینده زندگی بهتر و روشن تری را دنبال کنند.
عشق و عاشقی فقط داشتن یه حس نیست ... حتی پرورش دادن اون حس هم نیست.. عشق و عاشقی انتخاب یه راهه... یه تعهده... یه قبول مسئولیت... مسئولیت دوست داشتن حتی بدون دوست داشته شدن.. قبول فداکاری... قبول ایثار... قبول خواستن همه چیز برای معشوقت... از بزرگان علم وادب از بزرگان علم وادب
آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد. مسایل تغییر نمي کنند این ما هستیم که نحوه نگرشمان را تغییر می دهیم همین و بس چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.... ممکن ا ست مردم به نظز کا ملا غیر قابل تحمل به نظر ایند اما اگر ما ۱۰ قدم به سمت چپ گام بردارید و با نوری که از زاویه ای دیگر می اید به انان بنگرید امکان بسیار زیادی وجود دارد که انان را بخشنده کریم و مهربان ببینیم اینها بستگی به این دارد که از چه نقطه ای به انان بنگرید. زمانی که کار مشکلی پیش بیاید برای حل ان به زمان نیاز داریم و کار غیر ممکن به زمان طو لانی تری برای حل احتیاج دارد. یکی از سخت ترین درسهای که از مرگ می اموزیم این است که زندگی بایستی ادامه یابد اگر زندگی را برای یکدیگر راحتر نسازیم برای چه زندکی می کنیم. هر وقت نااميد شدي به اسپرمت فكر كن! تعجب كردم. مانده بودم چه مي گويد؟ بعد ادامه داد: «به اينكه تو از بين ميليون ها اسپرم، يك اسپرم موفق بوده اي». خرد و دانایی بیشتر از زندگی کردن حاصل می شود تا از مطالعه و تنها چیزی که هیچکس از تو نمتواند بگیرد خرد و دانایی توست. با دوست چنان رفتار كن كه به دادگاه و قاضي نياز نداشته باشي و با دشمن چنان رفتار كن كه در هنگام قضاوت، تو پيروز باشي. زيبايي به سيما و صورت نيست زيبايي به نوري است كه در دل ميتابد هر انساني به واقع دو انسان است: يكي انكه در تاريكي بيدار است و ديگري انكه در روشنايي همچنان خواب است. خدا عظیم نیست، او عظمت است. خدا مهربان نیست، او مهربانی است. خدا عاشق نیست، او عشق است. وقتی دست ناتوانی را می گیریم، وقتی با عشقی خالصانه به حرفهای انسانی تنها و درمانده ای گوش میدهیم. پروردگار مجال حضور بر زمین یافته است. کار خدا خلق انسان بود و رسالت انسان تجلی خداوند بر زمین. انسان نردبانی است که از طریق آن خدا از فراز آسمان بر زمین گاه می نهد. به خاطر داشته باش كه رهسپار مكحاني هستي كه نه دوست را مي شناسي و نه دشمن را، پس اينجا از كسي عيبجويي مكن. بدانكه از نعمتهاي الهي هيچ چيز بهتر از (حكمت) نيست و (حكيم) كسي است كه فكر و قول و عمل او مانند هم باشند. وابستگي به هر چيزي استيصال و بينوايي به همراه ميآورد. وابسته شدن ضد زندگي كردن است. وابستگي ايجاد سد و مانع در مقابل هرگونه تغيير و دگرگوني است. زندگي تغيير مداوم را ميطلبد در صورتي كه جلوي اين تغيير را بگيريم در حقيقت جلوي پويش زندگي را گرفتهايم. امروز را درياب و به فردا هر چه كمتر بتواني تكيه كن. غرورت را براي كسي كه دوستش داري بشكن ولي دل كسي را كه دوستش داري به خاطرغرورت نشكن. قرض پدر و مادر به فرزندان علم وثروت نيست، تربيت است و اخلاق. در هيچ كاري قبل از فرا رسيدن وقت به آن مشغول نشو و چون به كاري مشغول شدي، از روي فهم و بصيرت باشد. كار خود را انجام بده و هميشه در حال خود تفكر و تدبر كن و در انجام كارهاي بزرگ، خستگي ناپذير باش. يك رهبر بايد ميان درشخويي و نرمخويي تعادل پديد آورد. در حقيقت بايد مشتي آهنين در پنجه اي مخملين داشت. اگر شما هرگز نرمخويي نكنيد اقتدار شما نيز نيروي خود را از دست خواهد داد و اگر هرگز درشت خويي نكنيد مهرباني شما بي اثر خواهد شد. قاعدتا درشتخويي بايد كمتر از نرمخويي بكار گرفته شود. در رفع گرفتاري ديگران بكوش مگر آنكه كسي به واسطه اعمال ناپسند خويش گرفتار شده باشد. از كارهاي بزرگ، بخاطر خوشي زودگذر، روگردان مباش كه از خوشي جاوانه روگردان شده اي. فراواني دانش فردي را معيار عالم بودن او قرار مده، بلكه معيار شناخت عالمان راستين را دوري از شر و فساد بدان. مصيبتها، شكست و خواري به خود راه مده. بر شانس و بخت، اعتماد مكن. از كار خير، پشيمان مباش. هميشه بر صراط عدل و استقامت و خير باش با هيچكس نزاع و جدال مكن. تجربه نامیست که همه افراد روی اشتباهات خویش میگذارند. اسکار وایلد اگر جز اين می توانستند، جز اين می خواستند. ناتمامان هر تماميتی را تباه می کنند. نيچه تا وقتی که قلب شما نخواهد، مسلماً مغزتان هرگز به چیزی اعتقاد پیدا نمی کند. ویلیام جیمس یک بوسه مادرم بود که مرا نقاش کرد. رافئیل یکی از مزامیر داوود پیامبر به نام آرامش فکر: ای خدای عادل من، وقتی نزد تو فریاد بر میآورم، مرا اجابت فرما. زمانی که در سختی و تنگنا بودم، تو به داد من رسیدی. پس اکنون نیز بر من رحم فرموده دعایم را اجابت فرما. بسیاری میگویند: " کیست که به ما کمک کند؟" ای خداوندا، تو نور چهره ات را بر ما بتابان. تو قلب مرا از شادی لبریز کرده ای!... با آرامش خیال به خواب میروم. زیرا تو ای خداوند، تنها تو، مرا در امنیت نگاه میداری.... هیتلر در خاطراتش می نویسد: شبها حرامزادگان جهود نفرت انگیز خرچنگ پا چون کابوس صدها هزار دوشیزه را می فریفتند و از راه به در می بردند. او معتقد بود که مسئولیت خرید و فروش بردگان سفید یعنی زنان روسپی تا اندازه زیادی با یهودیان است. هیتلر سه سال از خدمت سربازی گریخت و دلیلش آن بود که از خدمت کردن با اسلاوها و یهودیان در یک جا در صفوف ارتش نفرت داشت. كانت: « ما اين قدر خود دوست هستيم كه وقتي مي بينيم بر كسي مصيبتي، بيماري، فقري،... وارد مي شود نخستين واكنش رواني كه ما نا آگاهانه داريم، اين است كه پيش خود مي گوييم " باز خوب است كه اين مصيبت بر من فرو نيامد بدانيد، هيچ عمل ايثار گرانه اي در جهان وجود ندارد هيچ كس نسبت به هيچ كس ديگري ايثار و از خود گذشتگي نمي كند. از خود نمي شود گذشت. چون ما حب ذات و خود دوست هستيم. خوب و بد بردار نيست چارهاي جز آن نداريم. اينگونه ساخته شده ايم بنابر اين قبح اخلاقي ندارد. فرياد نكنيم هميشه به اين نكته توجه بكنيم كه بر زبان آوردن و فرياد بر آوردن هيچ هنري نيست. خدا براي شنيدن صداي تو به فرياد تو احتياج ندارد ولي تو،براي شنيدن صداي خدا به سكوت احتياج داري. هر چه اين سكوت ها را بيشتر آرزو كنيم، صداي خدا بيشتر در درون ما شنيده مي شود. اعتراف وولتر دانشمند معروف فرانسوی درباره مارتین لوتر یکی از رهبران نهضت مذهبی اروپا که اهل آلمان بود و از روحانیون آزاد منش و روشنفکر مسیحی بود: آگوستين قديس: گاهي خداوند به من مي گويد كمي آهسته تر من هم دارم حرف مي زنم. اگر شما يک سکه و من هم يک سکه داشته باشم و سکه هايمان را با هم عوض کنيم , باز هر کدام از ما يک سکه خواهيم داشت. اما اگر شما يک ايده و من يک ايده داشته باشم وآنها را با هم مبادله کنيم هر کدام داراي دو ايده خواهيم بود. بيش از هر چيز نخست بدان كه چه ميخواهي.فوخ بردن، همه چيز نيست، اما تلاش براي بردن چرا.لومباردي اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند، بهتر از آنست كه سخن بگويي و خاموشت كنند.سقراط عادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند بزند. شكسپير از استثنائـات است كه كسي را بـه خاطر آنچه كه هست دوست بدارند. اكثر آدمها چيزي را در ديگران دوست دارند كه خود به آنها امانت مي دهند: خودشان را، تفسير و برداشت خودشان را از او..............گوته ماهي و مهمان دو روز اول خوب هستند، از روز سوم بو مي گيرند. البته از ديد اسپانيوي ها در روز عشاق براي دوستت كارتي بفرست و روي آن بنويس: از طرف كسيكه فكر ميكند تو بينظيري.براون عشق ما را ميكشد تا دوباره حياتمان ببخشد.بوبن خوشبختی وبدبختی ایام پیری عصاره اعمال گذشته ماست سنت بود هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم. هلن كلر انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نميزند که خيال ميکند ديگران را فريب داده است. لارشفو کو كساني كه در انتظار زمان نشستهاند در واقع آنرا از دست دادهاند. اينجا هرچه ميدوي باز هم سر جاي اولت هستي. اگر ميخواهي جايي ديگر بروي، بايد دو برابر تندتر بدوي. لوييس كارول پادشاهی عالمی ربانی را گفت مرا پندی ده وموعظتی کن که به آن رضای خلق وخالق هردوحاصل آید. گفت:در روز دادگدایان بده تا خلق ازتو راضی باشند و در شب دادگدایی بده تا خدا از تو راضی باشد.لطایف الطوایف انسان وقتی بلند حرف بزند صدایش را می شنوند اما وقتی که یواش حرف بزند به گفته اش گوش می دهند.پل رینو واعظ می گوید: چنان کن که من می گویم، نه چنان که من می کنم. جان سلدن خداوند، شریر را به اندازه کافی بر تخت نگه میدارد تا فرصت کافی برای توبه کردن داشته باشد. سوفی سگور برای شاد بودن، تنها به بدنی سالم و حافظه ای ضعیف نیاز داری. آلبرت شوایتزر من مردانی را دوست دارم که مردانه رفتار کنند، قوی و کودکانه. فرانسواز ساگان وقایعی مثل انقلاب، تنها شروع جذابی دارند. هوارد ساکلر زن زشت وجود ندارد، تنها زنانی وجود دارند که حوصله نشستن جلوی آینه و آرایش را ندارند. هلنا روبنیشتین كاش دانسته بودم چگونه زندگي كنم يا كسي را يافته بودم كه روش زندگي را به من تعليم دهد ! تئودور پاركر خداوند به هر پرنده ای دانه ای میدهد، اما آن را در داخل لانه اش نمی اندازد. هالندی بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است. متبرک کسی است که علی رغم همه رویدادها قلب خود را بسوی خدا می گیرد و می گوید: به " تو " توکل میکنم. جی پی.واسوانی زندگی هدیه خداوند به ماست و " شیوه زندگی " ما، هدیه ما به خداوند. لئو بوسکالیا سرنوشت هر کسی را سرنوشت او تعیین می کند. هراکلیتوس اگر نتوانید ریسک کنید نمی توانید رشد کنید. اگر نتوانید رشد کنید نمی توانید بهترین باشید. اگر نتوانید بهترین باشید نمی توانید شاد باشید و اگر نتوانیید شاد باشید چه چیز دیگری مهم است. دیوید ویسکات هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد متر را دور "قلبش " می گذارد نه دور سرش. " نورمن وینسنت پیل" امروز اولین روز بقیه ی عمر شماست. رابرت گرسیولد همه میخواهند بشريت را عوض کنند، دريغا که هيچ کس در اين انديشه نيست که خود را عوض کند. لئو تولستوی مردم از شما تقاضاي انتقاد و خردهگيري ميکنند ولي در انتظار تحسين هستند. سامرست موام اگر شير درندهای برابرت باشد بهتر از اينست که سگی خائن پشت سرت باشد. ايرلندی همو که با اهريمنان به نبرد برمیخيزد بايد بر حذر باشد که در اين فرآيند خود به اهريمنی تبديل نشود. در هنگامهای که تو به خاک مینگری، خاک نيز به تو مینگرد. فردريش ويلهلم نيچه ما از جنس روياهايمان هستيم. ويليام شکسپير آنکه میخواهد روزی پريدن آموزد، نخست میبايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمیکنند. فردريش ويلهلم نيچه همه چیز می گذرد حتی صحبت ها و بوسه ها و دربرگرفتن ها و سایر تظاهرات عشق جسمانی،اما رشته ی دوستی دو روح که یکبار همدیگررا درآغوش کشیده وبه حقیقت یکدیگررا شناخته اند هرگزگسیخته نمیشود. رومن رولان کسیکه از سرنوشت خود شکایات کند از کوچکی و ناچیزی روح خودشکایت می کند. مترلینگ اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است! آنتوان برت عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوست. لرد بايرون همه بخاطر عشق زاده شده ايم... عشق پايه و اساس هستي و تنها پايان آنست! ديز رائيلي اگر مي خواهيد دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشيد! فرانگلين زن بهتر است کور باشد بجای اینکه زیبا باشد. برمه ای زن زشت درد دل است و زن زیبا دردسر. انگلیسی زن در نظر مرد یا الهه است یا افریطه. انگلیسی زن در شیطنت از مرد ماهرتر است. انگلیسی زن به رویت می خندد و گلویت را می برد. انگلیسی زن کچل به موهای عمه اش می نازد. عربی زن نداری، غم نداری. عربی زن فقط سن خود و آنچه را که نمی داند مخفی نگه می دارد. بلغارستانی زن یا فرمانبر است یا فرمتنده. یونانی زن گرفتن شری است که مردان برای انجام آن دست به دعا می برند. یونانی به زن نگویید زیباست چون از شادی دیوانه می شود. اسپانیایی زن اول جارو زن هست بعد بانو. اسپانیایی زن و گوسفند را باید زود به خانه آورد. پورتغالی زن در هفته هفت روز جمعه دارد. روسی زنی که می خواند، شوهر می خواهد. آلبانیایی هیچ راهی به سوی روشن نگری وجود ندارد. روشن نگری، خود یک راه است. بخش عمده زندگی را همین طول مسیر تشکیل می دهد.وین دایر تو، انسانی نیستی که طعم معنویت را می چشد. تو عین معنویتی، که طعم انسان بودن را می چشد.وین دایر بیشتر مردم به پشت شیشه خودروهایشان این برچسب را می زنند:" امروز، اولین روز از بقیه زندگی من است." من ترجیح می دهم اینگونه تصور کنم:" امروز، آخرین روز زندگی من است و می خواهم طوری زندگی کنم که انگار دیگر هیچ فرصتی ندارم."وین دایر افراد گشاده ذهن نمی گویند: "می خواهم همه چیز داشته باشم." آنان می گویند: "همه چیز دارم اما می توانم ترقی کنم." وین دایر وقتی مثبت اندیشی و افکار نیک و توآم با عشق را به ذهنت راه می دهی، در مقایسه با زمانی که افکار تنش زا، منفی، اندوه آور و مآیوس کننده به ذهن راه می دهی، فعل و انفعالات شیمیایی متفاوتی صورت می گیرد.وین دایر معجزه در لحظه رخ می دهد. آماده باش و بخواه. وین دایر زندگی خودش را به تو هدیه می کند و در مقابل چیزی از تو نمی خواهد. تو می توانی زندگی را بپذیری و مشتاقانه درون آن غوطه ور شوی، یا اینکه می توانی با آن بجنگی اما وقتی تصمیم می گیری وقت ات را صرف مبارزه با زندگی کنی، نمی توانی به همان اندازه برای لذت بردن از آن فرصت داشته باشی.وین دایر می توانم به تو اطمینان خاطر بدهم هنگامی نیاز به درس گرفتن از زندگی نداری که دیگر رویدادهای ناخوشایند برایت پیش نیایند.وین دایر تمام معلمان بزرگ به ما درسی مشابه داده اند: با خویشتن خود بنشین، خود برتر نامرئی ات را پیدا کن و بدان که خدا، عشقی است که در درون جای دارد.وین دایر وقتی درباره نقاط ضعفت صحبت می کنی، آنها را تشدید می کنی.وین دایر در آینه بنگر، احساس بد داشتن نسبت به خودی که آن را هر جا می روی با خود می بری، آب در هاون کوبیدن است.وین دایر اکنون را دریاب. آینده، یکی دیگر از لحظات حال است که وقتی از راه می رسد باید در آن زندگی کنی.وین دایر هر مشکلی که روی این کره پیش می آید، یا فرصتی برای ترقی است و جسم و فکر ما را به گونه ای متفاوت فراسوی آن مشکل می برد، یا از آن بهانه ای می سازیم تا باور کنیم به دردسر افتاده ایم.وین دایر وقتی می دانی که مسئولیت رسیدن به اهدافت به عهده توست، پس باید بدانی که مسئولیت تمام زندگی ات به عهده توست.وین دایر تو، جدا از دیگران نیستی. قضاوت در مورد کارهای خوب دیگران هم دست کمی از قضاوت در مورد کارهای بدشان ندارد.وین دایر تو قدرت آن را داری که هر چه می خواهی بشوی. آرزوهایت را پیش چشم بیاور و بدان به هر چه در فکرش باشی می رسی.وین دایر به نظر می رسد هر چه بیشتر سعی کنی به زور و اجبار چیزی را در جهت منافع خودت پیش ببری، کمتر از آنچه در طلب اش هستی لذت می بری.وین دایر در زندگی همه چیز ضد و نقیض است. هر چه بیشتر بخواهی مورد تایید دیگران باشی، فردی می شوی که دیگران نمی خواهند تو را تایید کنند هر قدر به تایید دیگران کمتر اهمیت بدهی، بیشتر تایید می شوی.وین دایر گذشته، گذشته است. آنچه را گمان می کردی بایست انجام بدهی، انجام داده ای. کارت درست یا غلط یا خوب یا بد نبوده. فقط کاری بوده که انجام داده ای. امروز را دریاب. نمی توانی امروز را به عقب برگردانی.وین دایر ما همیشه در یک مسیر قرار داریم. فقط مناظر کنار راه فرق می کند.وین دایر ذهن آشتی جو، ذهنی که نمی خواهد دیگران آسیب ببینند، قوی تر از هر نیروی مادی در دنیاست.وین دایر هرگز نمی توانی همه را خوشحال کنی. در واقع، اگر نیمی از مردم را خوشحال کنی، کارت را به خوبی انجام داده ای. وین دایر باید از منظر حال به اتفاق های بی ربط و بی معنی نگاه کرد، همگی مقدمه ای برای رساندن تو به این لحظه اند. وین دایر تو از جسم و فکر تشکیل شده ای. قوانین مربوط به جسم وضع می شوند، اجرا می شوند، پایان می پذیرند، اما فکر ما مرز نمی شناسد.وین دایر همه چیز" در جهان برای خدمت به تو بسیج شده؛ قرار نیست تو به خدمت آنها در آیی. وین دایر بیشتر، کم است. به نظر من، بیشتر داشتن یعنی نگهداری چیزی، حمایت کردن از چیزی، مراقبت کردن از چیزی، اهمیت دادن به چیزی، سعی در دو برابر کردن چیزی، افتخار کردن به چیزی، ارزشمند دانستن چیزی، شاید فروختن چیزی برای برآوردن نیازی و...وین دایر ذات تو، شعوری نادیدنی است. فطرت تو زاییده تفکر توست، جایی که عاری از هر پیرایه است. وین دایر استقلال رای بی نیازی از تکیه کردن به کسی یا چیزی است.نوعی شیوه تفکر است و به ما امکان می دهد که با جریان زندگی پیش برویم.استقلال رای تنها وسیله ی نقلیه ی موجود است که تو را از تقلا برای رسیدن، معاف می دارد. وین دایر مشغول کردن ذهن به مال و جمال این و آن، ما را از هدف مان دور نگه می دارد. ما باید بیاموزیم زمین خود را شخم بزنیم.وین دایر رنج تو ناشی از این است که می خواهی همه چیز برای تو متفاوت باشد. وقتی اینگونه خواستن پایان یابد، رنج تو نیز به پایان خواهد رسید. تو می توانی چیزهایی بخواهی، اما نیاز است که باید پایان یابد. وین دایر همیشه با این جمله مخالف بوده ام" تمام سعی ات را بکن." بهتر است گفته شود" فقط کارت را بکن"وین دایر اگر دنیا به قدری نظم و ترتیب داشت که همه چیز رضایت بخش می بود، هیچ موجود زنده ای نمی توانست یک روز هم دوام بیاورد. خوردن کرم ها برای پرندگان قدغن می شد و نفع شخصی بر منافع جمع تقدم می یافت.وین دایر سستی در زندگی، ناموجه است. تمام دلایل ات برای دلخواه نبودن زندگی چیزی نیست جز بهانه هایی که خودت می تراشی. وین دایر به خودت و دیگران در این دنیای دیوانه نگاه کن و سپس تصمیم بگیر خشم را کنار بگذاری و شوخ طبعی پیشه کنی که با این کار یکی از ارزشمند ترین هدایا را به خود و دیگران می دهی – خنده.وین دایر به دست آوردن پول درست مثل بدست آوردن چیزهای دیگر در زندگی است. نباید به آن بچسبی و اختیار زندگی ات را دست پول بدهی. وین دایر عادات قدیمی ات را در پس این تفکر که:"دیگر هیچ وقت در زندگی به سراغش نمی روم" ترک کن. وین دایر در هر رابطه ای که دو نفر، یکی می شوند، نتیجه دو نصفه آدم است.وین دایر یک بار هم نشنیده ام کسی در بستر مرگ اظهار پشیمانی کند که:"کاش بیشتر در اداره کار کرده بودم."وین دایر باید از منظر حال به اتفاق های بی ربط و بی معنی نگاه کرد، همگی مقدمه ای برای رساندن تو به این لحظه اند. وین دایر تو می توانی افکارت را دوباره سازماندهی کنی، به شرط آنکه دیگر افکار منفی به ذهنت راه ندهی. وین دایر فلسفه وجود کائنات این است که تو لذت ببری، به ناشناخته ها سفر کنی و در عین حال بدانی هیچ تضمینی برای هیچ چیز وجود ندارد.وین دایر قبلا اوضاع طوری بود که وقتی از دانشمندان می پرسیدند:" آیا به خدا اعتقاد داری؟" آنان می گفتند:" نه، من دانشمندم." امروز اگر از دانشمندی بپرسی:" آیا به خدا اعتقاد داری؟" می گوید:" البته، من دانشمند هستم."وین دایر به نوعی، خیال می کنیم زندگی سالن مد است اما این طور نیست! وین دایر اگر دنیا به قدری نظم و ترتیب داشت که همه چیز رضایت بخش می بود، هیچ موجود زنده ای نمی توانست یک روز هم دوام بیاورد. خوردن کرم ها برای پرندگان قدغن می شد و نفع شخصی بر منافع جمع تقدم می یافت.وین دایر مرتکب خطا شدن به این معنی نیست که ارج و قرب تو کمتر شده. معنی اش این است که از اشتباهت چیزی یاد می گیری، به همین سادگی. وین دایر آرزوهای تو کلید حل مشکلات روحی توست. اگر دوست داری در زندگی ات شاد، سلامت و ثمر بخش باشی، پس در جهت رسیدن به آنها بیشتر تلاش کن. وین دایر آرزوهای تو کلید حل مشکلات روحی توست. اگر دوست داری در زندگی ات شاد، سلامت و ثمر بخش باشی، پس در جهت رسیدن به آنها بیشتر تلاش کن. وین دایر آدم از همان راهی که عادتهای ناسالم می یابد عادتهای سالم پیدا می کند. امتحان کن! وین دایر در آموزه های ذن آمده:" پیش از روشن بینی _ هیزم بشکن، آب بیاور. بعد از روشن بینی هیزم بشکن، آب بیاور." تو باید بشکنی و بیاوری. این، تنها بخشی از زندگی ست. وین دایر مبارزه با مواد مخدر، فقر و گرسنگی برای جوانی فرهیخته و روشن بین به همان کارآمدی تلاش برای ارتقای سطح زندگی و احترام گذاشتن به حقوق و اموال یکدیگر، نیست.وین دایر در زندگی به گونه ای با دیگران رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند. وین دایر نوع خاصی آزادی در دسترس توست. به شرط آنکه بخواهی خطرات همراه آن را بپذیری: آزادی گام زدن در گستره زندگی و انتخاب راه خویش. وین دایر آرام باش. با چشمان باز و قلب گشاده به معجزه هر لحظه نگاه کن. هر لحظه را کاملا حس کن و با تمام وجود در لحظه زندگی کن. همه چیز در لحظه است. وین دایر تو افکارت را شکل می دهی، افکارت اهداف تو را تعیین می کنند و اهدافت واقعیت تو را رقم می زنند.وین دایر وقتی مبتلا به درد جسمانی می شوی، یا می توانی برای رنج کشیدن آماده شوی، یا برای بهبود یافتن. وین دایر اغلب افراد خوشحالی را در چیزی بیرون از خود جستجو می کنند اینان کاملا در اشتباهند. خوشحالی چیزی است که در خودت وجود دارد و از طرز فکرت ناشی می شود. وین دایر سازگاری زاییده افکار توست. ریشه تمام اعمال ما فکر است. وین دایر همانطور که النور روزولت می گوید: "هیچ کس نمی تواند تو را بفریبد، مگر اینکه خودت بخواهی." هیچ کس نمی تواند. به خودت بستگی دارد. وین دایر در زندگی خواهان چهار چیز باش – موفقیت، شادمانی، عشق، ثمر بخش بودن – اینها فرایندهایی باطنی است. وین دایر مهر طلبی نیاز به این است که کسی تو را به شیوه ای خاص دوست داشته باشد، وقتی چنین نشود، می گویی: "این منصفانه نیست." مهرطلبی از فقدان اعتماد به نفس ناشی می شود. وین دایر وقتی درباره دیگران قضاوت می کنی، آنان را تعریف نمی کنی؛ خودت را تعریف می کنی. وین دایر وقتی بیشتر بدانی تا اینکه باور داشته باشی، توانایی های ضروری برای تحقق بخشیدن به هدفت را کشف خواهی کرد. باورها در تو به ودیعه نهاده شده اند؛ از این رو آنها را با اندکی تردید پذیرفته ای. دانستن از درون نشات می گیرد. وین دایر بر چسب هایی را که به خود چسبانده ای بررسی کن. هر یک از این برچسب ها تعیین کننده حد و مرزی خاص است. وین دایر. هلن كلر نه طوطي باش كه گفته ديگران را تكرار كني و نه بلبل باش كه گفته خود را هدر دهي مهم نيست كجا متولد شده و چگونه و كجا زندگي كرده ام. مهم اين است كه در آنجا كه بوده ام، چگونه رفتاري داشته ام.((جوجيا اوكيف)) مرداب راكد چيزي فراتر از خودش را نمي شناسد، زيرا هرگز از چارچوب خودش فراتر نمي رود.((اشو)) مذهب، ريشه ي فلسفه ي وجودي انسان است.((آگوست ويلهلم شلگل)) احساس عشق و صمیمیت رادر خود تقویت کنید. این عقیده جالب رادر کتابی خوانده ام که ( هر گفتگو یا ارتباط، پاسخی است به محبت و یا فریادی است برای کمک).
برای دیدن هنر مندان قدیمی به ادامه مطلب بروید
ضرب المثل های جالب درباره ازدواج -هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني)
. این تصویر خیلی هارو تکون میده و باعث میشه حالا که عید هم نزدیکه دلامونو یه خونه تکونی بکنیم. پس حتما ببینید. موفق و عاشق باشید
متولدین فروردین ماه : به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیهها و پرنسسها سر میكند. متولدین اردیبهشت ماه : عاشقی بی قرار است و كمرو ولی پر شهامت. متولدین خرداد ماه : بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر از رویاهای عاشقانه است. متولدین تیر ماه : دلی نازك و پر ز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد. متولدین مرداد ماه : عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمیكند. متولدین شهریور ماه : عشق او شعلهای كوچك ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است. متولدین مهر ماه : در امور عشقی ورزیده است و زندگیاش پر از ماجراهای عاشقانه است . . . متولدین آبان ماه : هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است. متولدین آذر ماه : خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد. متولدین دی ماه : شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد. متولدین بهمن ماه : عشق خود را دیر ابراز میكند و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در میآورد و هرگز فراموش نخواهد شد. متولدین اسفند ماه : در عشق بی نظیر است. جذاب و پر نشاط است. احساساتی و رویایی است چرا عاشق میشويم؟ میگویند كه عشق نتیجه اوجگیری میزان ماده فنیل اتیل آمین، مولكولی پیامدهنده در مغز است كه ساختمان شیمیایی مشابه آمفتامین دارد. برخی دیگر افكار ناخوانده عشق را به كاهش یافتن سیستمهای سروتونین، یك ماده شیمیایی پیامرسان دیگر در مغز، نسبت میدهند اما داناتلا مارازیتی و دومنیكو كاناله، دو پژوهشگر از دانشگاه پیزا در ایتالیا، استدلال میكنند كه عاشق شدن عاطفهای است كه به اضطراب و ترس مربوط است...
هر چی عطر گل یاسه مال تو هر چی احساسه نیازه مال من هر چی حرفای قشنگه مال تو هر چ گوشه یو کنایست مال من هر چی آهنگه قشنگه مال تو صدای ساز شکسته مال من کوه بیستون با نقشش مال تو همه ی تیشه و رنج آسمون ش مال من هر چیصافه مال تو هر چی ابرای سیاهه مال من هر چی روزای بلنده مال تو یه شب سیاه ابری مال من اون شبای پرستاره مال تو یه دونه ماه و نشونش مال من هر چی دریاست توی دنیا مال تو یه چیکه قطره بارون مال من تموم رنگای عالم مال تو یه دونه رنگ قشنگش مال من دو تاچشمای سیاهم مال تو حسرت دیدن چشمات مال من باید تورو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست با اینکه بیتاب منی بازم منو خط میزنی باید تورو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی کی با یه جمله مثل من می تونه آرومت کنه؟ اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه!!! دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره باید تورو پیدا کنی هر روز تنها تر نشی راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی برام دعا کن عشق من همین روزا بمیرم آخه دارم از رفتنت بدجوری گُر میگیرم دعا کنم که این نفس تموم شه تا سپیده کسی نفهمه عاشقت چی تا سحر کشیده! این آخرین باره عزیز دستامو محکمتر بگیر آخه تو که داری میری به من نگو بمون نمیر تو میری و یه باغ سبز درش به روت بازه هنوز من با تو سوختم نازنین باشه برو با من نسوز اگه یه روز برگشتی و گفتن فلانی مرده بدون که زیر خاک سرد حس نگاتو برده گریه نکن برای من قسمت ما همینه دستامو محکمتر بگیر لحظه ی آخرینه برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است. تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم . ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم تا مثل باران هر صبح برایت شعری سرودم . آن هنگام زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می ریختم ،اشک می شدم و بر صورت مه آلودت می لغزیدم تا شاید جاده ای دور ، هنوز بوی خوب بهار را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد که مرهمی باشد برای دلم . بیا و از کنار پنجره دلم عبور کن تویی که در ذهن خسته همیشه بهاری را دوست دارم نه به خاطر چشمای زیبایت تو را دوست دارم نه به خاطرنگاه معصومانت تو را دوست دارم نه به خاطرصدای دل نوازت تو را دوست دارم نه به خاطرزیبایی زیادی در وجودت بلکه تو را دوست دارم بخاطر خاطراتی که با تو بودن دارم و شخصیتی که با تو بودن پیدا کردم تو را دوست دارم به خاطرتکانی که در دلم داری تو را دوست دارم به خاطراینکه در گوشه دلم جا داری تو را دوست دارم به خاطروفایی که به من داری سامان عزیزم تو را دوست دارم به خاطرعشق پاکی که به من داری بگذار آن باشم كه با تو تا آخرين لحظه زندگی خواهد ماند بگذار آن باشم كه با صداقت با تو درد دل ميكند و با يكرنگی و يكدلی زندگی ميكند بگذار آن باشم كه ديوانه وار در شهر نام تو را فرياد ميزند و آن باشم كه برای عشقت: جان خواهد داد بگذار همانی باشم كه در شادی هايت ميخندد و در غم هايت با تو شريك است بگذار كسی باشم كه به داشتن چينين عشقی مانند تو افتخار كند بگذار كسی باشم كه وقتی كلمه دوستت دارم را بر زبان می آورد اشك از چشمانش سرازير شود بگذار همانی باشم كه تو ميخواهی ، همانی باشم كه تو آرزوی آن را داری بگذار كسی باشم كه با احساس سخن نگويد ، از ته دل دردش را بگويد و از تمام وجود عاشق و دل شيفته تو باشد بگذار كسی باشم كه زمان تنهايی اش تو همان تنهايی او باشی و زمان خوشبختی اش تو همان خوشبختی او باشی بگذار همانی باشم كه با باوری عميق به تو و زندگی نگاه بيندازد و با احساسی پاك عاشق قلب مهربان تو باشد بگذار همانی باشم كه بتوانم ستون های استوار زندگی را با محبت و عشق بنا كنم تا تو با آرامش با من زندگی كنی بگذار همانی باشم كه تو در روياها منتظر او ماندی و به استقبال او رفتی بگذار كسی باشم كه ديگر به جز تو به كسی ديگر نگاه نكند و تنها تو باشی و قلب مهربانت و يك دنيا عشق در وجودش اينك من با تمام وجودم كاری كرده ام و خواهم كرد كه هم تو را به آرزويت رسانده باشم و هم خودم آينده ای خوشبخت را در كنار تو داشته باشم بگذار همانی باشم كه دوستش ميداری و بگذار همانی باشم كه برای عشقش جان خواهی داد که من هم برای عشق تو جان میدهم با همه وجودم دوستت دارم تقدیم به عشقم اگه يه وقت بغض مي کنم .... گاهي تبسم ميکنم.... ميخوام بگم عاشقتم .... دست و پام وگم ميکنم.. ميخوام بگم جون مني.... آتيش به جونم ميگيره... ميخوام بگم دوست دارم...ا ما سرزبونم میگیره.... وقتی حرفام رو میخوردم.... داشتم از عشقت میمردم.... وقتی لبهام رو میدوختم.... تو آتیشت میسوختم..... وقتی بودم سرد وساکت.... داشت دلم میشد هلاکت.... فکر میکردم تا تویی جفتم ... سوختم و به تو نگفتم... خواستم از چشمات نیفتم توكيستي كه من اينگونه بي تو بيتابم شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم تو چيستي كه من از موج هر تبسم تو بسان قايق سر گشته روي گردابم ميخوام بگم دوستت دارم ولي بازم روم نميشه باز عطر تو چون بوي بهار مي آيد ميشه زميني كشيد سبزه سبز امون بده،امون بده باری تا آسمون بده نگو تو کو؟خونه کو؟گلپرهای پونه کو؟ نگو سوختیم من و تو اون که میسوزونه کو؟ رفتنم دست خودم نیست این کارو خدا برام میکنه عطر خاطره عطر کسی است که نمیدانیم کیست می آید یا رفته است به خدا قد تمام ستاره ها دوست دارم همیشه هم منتظرم که بیای ... وقتی اومدی کسی تو رو ندید اما من دیدمت کسی تو رو حس نکرد اما من با تمام وجودم حست کردم همیشه دلم میخواد برات شعر بنویسم عاشق باشم و دلتنگ نمیزاره نزاشته نهمین خرده ریزی که اسمش زندگیه من با تو همه آبهای جهان را شناور گشتهام تمامی دشتهای هستیام از آن توست برای تو می نویسم سامانی که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است به تمام تنهاییهایم قسم دوستت دارم
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود ز جان شیرینتری ای چشمهی نوش تو را زین پس جز فرشته نخوانم لبخند معاوضه کن با جان شهریار آن دگر گفت ای گروه زرپرست چگونه شاد شود اندرون غمگینم؟ مکن از خواب بیدارم خدا را به چشمک این همه مژگان به هم مزن یارا! خواب مرگم باد اگر دور از تو خوابم آرزوست گاهی به نوشخند لبت را اشاره کن چون نماید به تو این دولت روی خیال حوصله بحر میپزد هیهات نمیدانم که دردم را سبب چیست؟ عجب عجب که برون آمدی به پرسش من گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید آرامِ دل غمگین، جز دوست کسی مگزین ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم منم شرمنده زین یاری که کردی آه از راه محبت که چه بیپایان است بده یک بوسه تا ده واستانی مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری ما را همین بس است که داریم درد عشق رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز چندین شکستِ کارِ منِ دلشکسته چیست؟ گر به خشم است و گر به عین رضا مرا هجران گسست از هم، رگ و بند من مریض درد عصیانم که درمانم تویی گفتی تو نه گوشی (!) که سخن گویمت از عشق من چون نزنم دست که پابند منی آخرالامر گل کوزهگران خواهی شد حبابوار براندازم از روی نشاط کلاه جمالش کرد حیرانم، چه ماه است آن نمیدانم مرا که سِحر سخن در جهان همه رفته است کی توان حق گفت جز زیر لحاف این بدان گفتم که تا هر بیفروغ دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر در راه عشق وسوسهی اهرمن بسی است ای غایب از نظر به خدا میسپارمت خواهم از گریه دهم خانه به سیلاب امشب به حال سعدی بیچاره قهقهه چه زنی می میکشیم و خندهی مستانه میزنیم اتل متل توتوله
میگن اگه دلت واسه کسی تنگ شد و نمی تونستی ببینیش بخواب حتما خوابشو می بینی! يادم باشه که يادت باشه که يادم بياري که يادت بدم که ياد بگيري که هميشه به يادتم و يادت هيچ وقت از يادم نميره اينو يادت نره....!!! دو تا آدم برفي دو طرف رودخونه عاشق هم ميشن از آتيش عشق همديگه آب ميشن تا بلكه وسط رودخونه به هم برسن... روز اول شوخی شوخی جدی شد شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو مشکلات خود را با مداد بنویس و پاک کن را در اختیار خدا بگذار اين جمله هميشه يادت باشه : زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است حتما با خودت فکر کردى بهت SMS زدم دوستت دارم نه بابا چنين فکر پوچى رو از سرت بيرون کن SMS زدم بگم عاشقتم من به آمارزمين مشكوكم اگراين شهرپرازآدمهاست،پس چرا اين همه دلهاتنهاست فردا یکی از عکساتو بردار بیار میخوایم ورق بازی کنیم آس دلمون گم شده دنيا <------ اگه ديدي دنيا برات مفهومي نداره تحمل کن زماني که متولد شدم يکي تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم! خنديدم و گفتم:تو کي هستي؟ گفت: غم و تنهايي خاطره ها من را یه آنجا ببرید که برای نخستین بار گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم. ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم. تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم من پرستوی خزان دیده و خاموش توام حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست
می دونی بی نمك ترین فرد روی زمین كیه؟ تویی . . . چون عسل كه نمك نداره
چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !
چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه كودكانه ! همه چيزم شدي ! چه زود !
به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم !
چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم...
آسمان وقف نگاهت گل من، مانده ام چشم به راهت گل من، هر كجا هستي و باشي گويم، كه خدا پشت و پناهت گل من... مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم، مهم تو بودي عشق من، نه قصه شكستنم، به افتخار عشق تو ميگم كه بازنده منم... گونی گونی دوستت دارم اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشكنم تا ماهي قرمزه کوچکي هستم در دل شيشه اي تو ... مواظب باش دلت نشکنه که من ميميرم.
قلب من در شهر چشمان تو جا مانده است قدر یك شب هم شده از آن پرستاری كنی
در محكمه روز قیامت كنم از تو شكایت، به خدایت گویم كه مرا كشته دو چشمان سیاهت
سیب سرخی را به من بخشید و رفت، عاقبت بر عشق من خندید و رفت،
اشك در چشمان سردم حلقه زد، بی مروت، گریه ام را دید و رفت
دیشب دفترچه قسطامو ورق می زدم. تمومی نداره! تا آخر عمر بدهكار مهربونیاتم..
من همان قاب تهی، خسته و بی تصویرم كه برای تو و تصویر دلت می میرم
آدما وقتى از هم دورن واسه هم اس ام اس می فرستن
من واسه تو که تو قلبمى چى بفرستم؟
سه تا فرشته مهربون تو دنیا هست،
اولیش به کبوترهای عاشق دونه می ده،
دومیش به آدمای عاشق کمک می کنه،
و سومیش که من عاشقشم داره این SMS رومی خونه! یه دنیا فدای هر چی دل مهربونه، یه دل فدای اونی که این SMS رو می خونه... يك بار از كنار دريا عبور كردي... يه بار يه ديوونه دنبال رئيس بيمارستان مي اندازه . خلاصه رئيس بيمارستان رو تو يه بن بست گير مياره. رئيس بيمارستان با ترس مي گه از جون من چي مي خواي ؟ ديوونه هه مي ره با دست بهش مي زنه مي گه حالا تو گرگي! معلم:« بگو ببينم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقي دارد؟» اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:« اين جا چهار راه سعدي است؟» مردي به مطب پزشک رفت و گفت: «آقاي دکتر! چند وقتي است که بيماري فراموشي گرفته ام. چه کار کنم؟» مردي بادکنک فروشي باز کرد، اما بعد ازمدتي ورشکست شد، چون بادبادکهایش را به شرط چاقو میخرید. یه روز یه ترکه می ره حموم یادش می ره با خودش حوله ببره خودشو می زنه به برق خشک می شه به بچه فقير ميگن اوضاع چطوره ميگه غذا نداريم جانداريم گاهي پدرم رو مامانم ميخوابه! يك روز يك قزويني ميره نماز جمعه وقتي ميرسه كه همه سر ركوع بودند ميگه منو اين همه خوشبختي محاله محاله. معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم. شاگرد: ا – بی – سی – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنجتا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت يک روز يک نفر از کنار ديوار مي گذرد، يک کاغذ به سرش مي خورد و مي ميرد. مردم مي آيند و کاغذ را باز مي کنند، مي بينند توي آن نوشته: دو تا آجر. گاهی وقتا اینقدر غرق در آرزوهای خودت هستی كه یادت میره یكی منتظرته تا . . . . . . . از . . . . از دستشویی بیای بیرون . می دونید چرا در بعضی جاها در مراسم عروسی داماد رو روی اسب مینشونند؟ خب واسه این كه آخرین شانس فرار رو هم به اون داده باشند! یکی روزه می گیره 5 دقیقه مونده به اذان روزشو میخوره می گن چرا اینکارو کردی ؟ می گه خواستم به خدا ثابت کنم که می تونم اما نمی گیرم. جسد 20 نفر از ترکهایی که پیاده از جزیره کیش به سمت حرم مطهر امام به راه افتاده بودند امروز در سواحل خلیج فارس کشف شد یه اصفهانی تو خواب میبینه به فقیر 1000 تومان داده وقتی بلند میشه میگه :: عجب کاووسی بود مرده می ره در مغازشو باز می کنم می گه بسم الله الرحمان رحیم می بینه دزد همه چیرو برده می گه صدق الله و علی عظیم اصفهانیه به بچش میگه برو دو تا نون از خونه همسایه بگیر . بچه میره و برمیگرده میگه نون ندادند.باباهه میگه : همسایه چه خسیسه؟! برو از تو یخچال خودمون بیار ! ترکه شب عروسیش نمیدونه به زنش چی بگه ...میگه خانوادت میدونن تو اینجایی؟؟!! دعای خانومها با خدا -- یه روز به ترکه میگن نظرت در مورد خدا چیه : میگه: خدا خیلی مهربونه خیلی خوبه ایشاله حضرت عباس نگهدارش باشه يه تركه پشت ماشينش مينويسه يا زهرا يا هيچكس دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم ! ترکه ۳ سال طول میکشه یه پازل رو حل کنه میگن: زیاد طول نکشید؟ میگه: نه روش نوشته بود ۵ تا ۷ سال!!!! جلال: سعيد، چرا معلم شما اين قدر به تخته سياه مي زند؟ اتوبوس طبق معمول خيلي شلوغ بود. مسافري عصباني به آقاي چاقي كه پهلويش ايستاده بود، گفت آقا! ممكن است هل ندهيد! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری … خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد (شکسپیر) *************************** ز مرگم هیچ نمی ترسم اگر دنیا بهم ریزد، از این ترسم که بعد از من گلم را دیگری بوسد *************************** همه میگن باید برای رسیدن به عشق از تموم دنیا گذشت ولی تو که دنیای منی چطور ازت بگذرم؟ *************************** عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ؛ پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است *************************** بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم ؛ لبخند همیشه راز خوشبختی نیست. *************************** در این دنیای نامردان که مردانش عصا از کور می دزدند منه خوش باور نادان ، محبت آرزو کردم *************************** مردن برای زنی که دوستش داری از زندگی کردن با او راحت تر است (لرد بایرون) *************************** تو به اندازه تنهایی من زیبایی ، من به اندازه زیبایی تو تنهایم *************************** هیچ وقت نمی توانید با مشت گره کرده دست کسی را به گرمی بفشارید *************************** خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت *************************** يکي محبت ميکنه يکي ناز ميکنه ! اوني که ناز ميکنه هميشه محبت ميبينه اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست *************************** کوه های عظیم پر از چشمه اند و قلب های بزرگ پر از اشک *************************** شمع می سوزد و پروانه به دورش مغرور ، من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم *************************** من به اندازه جشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت به نگاهی نگران، تو به اندازه تمام تنهایی من شاد بمان *************************** هر گاه می گریم تو را در اشکهایم می بینم، آنگاه اشکهایم را پاک می کنم تا کسی تو را نبیند *************************** من ادعا نمی کنم همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم لحظاتی که به یادشان نیستم نیز دوستشان دارم *************************** هیچ وقت کسی را نا امید نکن شاید امید تنها دارایی اش باشد. (ونوس) *************************** گر چه بی تو زندگی آهنگ زیبایی ندارد می روم چون عشق من در قلب تو جایی ندارد *************************** زندگی همچون بادکنکی در دستان کودکی است ، که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد *************************** باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک مرا جاری کرد *************************** همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر اونقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه *************************** اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتراست آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم (شکسپیر) *************************** هوای من ، بر من مگیر این خودستایی را که بی شک تنهاتر از من بر زمین و آسمانت نیست (محمد علی بهمنی) *************************** اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ابر را بوسید ام تا بوسه بارانت کند *************************** تو اون فرشته اي هستي كه وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز رو ميكشن تا به جاي پاهات بوسه بزنن ! *************************** تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم... شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم... تو چیستی که از هر موج تبسم تو... بسان قایق سرگشته ی روی مردابم... *************************** آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ، دریا گفت: این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید ... *************************** من سبزترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یکنفر درد مرا می فهمید *************************** به بزرگترين عشق در کوتاه ترين جمله ي ممکن به روي لطيف ترين گل سرخ براي تو بهترين کس دنيام مي نويسم دوستت دارم *************************** کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن *************************** در روياهاي كودكانه آموختم به چيزي كه به من تعلق ندارد فكر نكنم اما ناگهان او همه ي فكرم شد . *************************** هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند اس ام اس مخصوص نیمه شب: خطر:اگه این اس ام اس رو بخونی ویروس وارد مغزت میشه.لودینگ..10%...50%. .90%...ارور...مغزی یافت نشد.با خیال راحت بقیه شو بخون سلام عزیزم؛شنیدم پنج شنبه آینده جشن نامزدیته تبریک میگم ؛ واقعا خوشحال شدم . . . ستاد مبارزه با افسردگی دختران دم بخت تو به من بگو زشت! من به تو می گم قشنگ! بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشیم!!... اگه نمیزاری بوست کنم اگه نمیزاری نازت کنم اگه نمیزاری بغلت کنم حداقل بزار جیگرتو بخورم که . . آخه من جیگر گوسفند خیلی دوست دارم اگه شکلات بودی شیرینترین بودی, اگه عطر بودی خوشبوترین بودی،اما چیکار کنم که هیچی نیستی؟ زيباترين سلام دنيا , طلوع خورشيد عشق است آن را بدون غروب تقديمت مي كنم ********************** شبي غروب مي كنم كنار چشمهاي تو/ وبي گناه مي روم به دار چشمهاي تو/ من از تمام عاشقي به اين بسنده مي كنم /كه يك دقيقه سر كنم كنار چشمهاي تو ********************** زماني كه مرا به دنيا آوردند مي گفتند همه را دوست بدار اكنون كه ديوانه وار دوستش دارم مي گويند فراموشش كن ********************** بايد فراموشت کنم/ چنديست تمرين مي کنم /من مي توانم میشود آرام تلقين مي کنم /کم کم زيادم مي رود،اين روزگارو رسم اوست،اين جمله راباتلخيش صدبارتضمين مي کنم ********************** سخت است هنگام وداع ؛ آنگاه که در می یابی چشمانی که در حال عبور است ، پاره ای از وجود تو را نیز با خود خواهد برد ********************** طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر مي گويم به يادت در قفس غمگينو خسته ... من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي ... ساحلم شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي ********************** اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم ********************** یاری که داد بر باد آرام و طاقتم را، ای وای اگر نداند قدر محبتم را. ********************** تو دنيا هيچيه هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ و قلب کوچيک من ********************** هر موقع خواستي از کسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه که بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولي بهتر از اينکه منتظر بمونه ********************** گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم روياي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است. ********************** مهم نيست فردا چي ميشه..... (مهم اينه که امروز دوستت دارم) مهم نيست فرداکجاميري... (مهم اينه که هرجاباشي دوستت دارم) مهم نيست تا ابد باهم باشيم (مهم اينه که تاابددوستت دارم) مهم نيست قسمت چيه (مهم اينه که قسمت شد دوستت دارم) ********************** خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی… ********************** وقتی که وفا قصه برف به تابستان است و محبت گل نایابیست به چه کسی باید گفت: با تو خوشبخت ترین انسانم!؟ ********************** همیشه در مورد کسانی که دوست می داریم،خود را دو بار می فریبیم، نخست به سود آنها سپس به زیانشان ********************** یه سکه رو بنداز بالا... ********************** پرنده اي كه مال تو نيست هزار تا هم قفس براش بسازي باز ميره . . ********************** عشقو برات كشيدم ميون موج دريا ********************** یه روز میبوسمت ********************** زمونه ازم پرسيد چه كسي رو بيشتر از ********************** ********************** گر چه راه ما براي ديدار طولانيست , ولي يك اس ام اس كمتر از ديدار نيست مي دوني اوج رفاقت كجاست ؟ به ياد رفيقي باشي كه به يادت نيست ********************** روزی كه به دنیا اومدی داشت بارون میومد. اما اون روز هوا بارونی نبود. این فرشتهها بودن كه گریه میكردن. چون یكی ازشون كم شده بود. ********************** دیگه نه زنگ بزن، نه اساماس بده، نه با من حرف بزن، آخه رفتم دكتر، گفته: قند دارم و نباید به عسلی مثل تو نزدیك بشم. ********************** گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو ********************** دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، .چون يه روز تموم ميشه .دوستت ندارم به اندازي ********************** سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك **********************
6 تکنیک کنترل احساسات
واکنش های احساسی می توانند تاثیر شگرفی بر هر قسمت از زندگی ما داشته باشند. در طول زندگی، فرایند اجتماعی شدن و بالغ شدن یک سیستم فیلترینگ در مغز ما ایجاد میکند. هر چیزی که وارد احساسات ما می شود، قبل از اینکه ما از آن مطلع شویم، فیلتر می شود. این فیلترها براساس رفتارها، باورها، ارزشها، احساسات، الگوها، و تصور ما از خودمان شکل می گیرد. از آنجا که این فیلترها در درون ما هستند، ما معمولاً از وجود آن آگاهی نداریم اما آنها سخت سر جای خودشان قرار دارند و بر هر چیزی که می بینیم، درک می کنیم، تجربه میکنیم، همه آدم ها، اخبار و همه چیز تاثیر می گذارد. تمرین کنترل احساسات به این معناست که از فیلترهای درونی خود آگاهی پیدا کنید و بتوانید از این طریق واکنش های خود را کنترل کنید. باید با طریقه پاسخگویی بدنتان در مقابل یک واکنش احساسی آشنا شوید. این یکی از راه هایی است که با آن می توانید تشخیص دهید و تایید کنید که یک واکنش احساسی قوی در حال اتفاق افتادن است. مثلاً وقتی یک نفر شما را دروغگو خطاب می کند—یا هر حرف دیگر که راستی و درستی شما را زیر سوال می برد—چه اتفاقی می افتد؟ وقتی کسی درمورد شما از توهین های نژادی استفاده می کند، چطور؟ توهین هایی که باعث می شود دربرابر درستی خود، ایده هایتان یا کسانی که با آنها در ارتباط هستید، حالت تدافعی به خود بگیرید، می تواند یک واکنش فوری در شما ایجاد کند. در زیر به 6 تکنیک اشاره می کنیم که به شما کمک می کند احساساتتان را تحت کنترل خود درآورید: 1. حرفی که فرد مقابلتان می زند می تواند احساسات شما را به شکل مثبت یا منفی تحریک کند. در هر دو صورت، همیشه این خطر وجود دارد که اختیارتان را از کف بدهید. به همین دلیل در وهله اول لازم است که واکنش احساسی خود را به مخاطبتان تشخیص دهید. فقط آنزمان است که می توانید شروع به پاسخگویی به آن کنید. برخی علائم می تواند منجر به بالا رفتن تپش قلب و تنفس شما شود، شاید میل شدیدی به قطع کردن حرف طرف مقابلتان و بالا بردن صدای خود پیدا کنید، خط فکری خود را از دست می دهید، یا عضلاتتان سفت و سخت می شوند. 2. وقتی تشخیص دادید که یک واکنش احساسی شدید در حال نمودار شدن است، باید جهت آن انرژی منفی را تغییر دهید. تنفس، توجه شما را دوباره به موضوع اصلی برمی گرداند و شما را از آنچه که موجب ناراحتیتان شده بود، دور می کند. تنفس عمیق می تواند به شما کمک کند، ناراحتی و عصبانیتی که به خاطر حرف طرف مقابلتان در شما ایجاد شده بود را از بین ببرید. اگر حرفی که طرفتان زد، واقعاً شما را اذیت کرده است، سعی کنید تمرکزتان را از روی آن روی تنفستان منتقل کنید و داخل و خارج شدن آن را کنترل کنید. این نوعی تمرین مدیتیشن است و مطمئن باشید که کمک زیادی به کنترل احساساتتان می کند. بعلاوه تنفس عمیق راه های دیگری هم برای تغییر تمرکزتان وجود دارد. مثلاً می توانید روی چیزهای خوب، زمانهایی که احساس خیلی خوبی داشته اید فکر کنید. 3. اگر کسی چیزی به شما گفت که ناراحت شدید، همیشه به طرف مقابل لبخند بزنید و بعد از او بخواهید که کمی در مورد این عقیده اش توضیح بدهد و مسئله را باز کند. 4. با کار کردن روی حداقل یکی از نتایج مثبت آن رابطه، این تغییر احساس را از بین ببرید. 5. با کسی مشاوره کنید. وقتی قرار باشد به کسی کمک کرده و با او مشاوره کنید، دیگر نمی توانید عصبانی باقی بمانید. 6. بعد از تمام شدن گفتگو، از خودتان سوال کنید. وقتی دوباره به حال و هوای آرام همیشه برگشتید، کمی به گفتگویتان فکر کنید و ببینید چه چیز احساسات شما را تحریک کرده است. تا می توانید وارد جزئیات شوید. سوال کردن از خودتان به شما کمک می کند دفعه بعد به چنین موقعیت هایی بهتر واکنش دهید. یادتان باشد در زندگی همه ما روزهای بد وجود دارد. تصور کنید که چقدر احساس بدی پیدا می کنید اگر بعدها خبر فوت یا ورشکستگی فردی که حرفهایش موجب ناراحتیتان شده، را بشنوید. پس سعی کنید یا هدف آن فرد را از بیان گفته ها پیدا کنید و یا به کلی نادیده اش بگیرید.
کاش بودی در کنارم تا ببینی که چگونه محتاج بودنت شده ام کاش بودی ومی دیدی که چگونه نبودنت فضا را اشغال کرده کاش می دیدی ٬ که مریض بودنت شده ام کاش آرامش در آغوشت بودن را امشب احساس می کردم کاش آسمان ٬ ستاره روشنش را امشب باز به آغوش من می تاباند٬ تا از روشنایی وجودش٬ روشن شده و از فروغش به فروغ می رسیدم. کاش خداوند مهربان امشب مهربان ترین مخلوغش را به بالینم می فرستاد٬ تا از مهر و صفایش قلبم روشن می شد و مهربان. کاش بودی و می دیدی٬ که چگونه نیازمند مهربانی آغوشت شده ام کاش! کاش! کاش......... حیف ! نیستی ترنم مهربانم که نظاره گر باشی و ببینی چگونه قلبم را به زنجیر کشیده ای و به دنبال خود به این سو و آن سو می کشانی حیف ! نیستی که ببینی با احساس سرشارت چگونه احساسی را بر انگیخته ای٬ که دیگر تاب و تحمل انتظار ندارد نیستی ٬ نیستی.... و گرنه می دیدی با این که نیستی چگونه عطر و بوی تو ٬ وجود تو ٬ یاد تو فضای اتاق را در نوردیده و محو جمال و کمال و حسن و مهربانی و صفا و وفای خود نموده کاش بودی و می دیدی٬ در این فضای پر از بودنت چگونه محو بودنت٬ در نبودنت ٬ شده ام کاش بودی... قلبم گریه میکنه٬ آخه دیگه از چشمام کاری ساخته نیست. آنچنان هق هق می کنه که نفسم بند میاد. گاهی به خودم لعنت می فرستم که چرا گذاشتم عاشقت بشم آخه تو............ ( راستش اینه که دوست نداشتم بگم چرا به این فکر میکنم که ممکنه تنهام بگذاری!!!!! اما میگم : از حرف هایی که می زنی می ترسم٬ اره خیلی هم می ترسم٬ جوری از روابط بینمون صحبت می کنی که انگار اصلا اهمیتی ندارن٬ چه برسه به این که عادی بشن..) بهترینم ببخش که با صراحتم آزارت میدم قلب من یه زخم روشه که احتیاج به مرحم داره و مرحمش جز عشق هیچ چیز نیست.. هر بار حرف از تنها موندن میشه زخم قلب من هم عمیق تر میشه بهترین من کاری نکنیم که از قلب مجروحم هیچ چیز نمونه آه ...... تنهایم .... چشم هایم را می بندم لب هایم را می گشایم رازی کهنه دارم رازم را به سنگ می گویم: هیچ..... رازم را به کوه می گویم: آه.... به آسمان و دریا می گویم: نه.... چشم هایم را می گشایم لب هایم را می بندم تو از راه رسیده ای... حرفی نمی زنم ٬ حرفی نمی زنی . اشکی بر گونه ام می غلتد ... رازم را تو می فهمی٬ از چشم هایم خوانده ایی......................... آه ٬ بهترین بهترین من ... نمی دونی که چقدر در تو حل شدن ..... ( دوستی توصیه کرده همه چیز رو ننویسیم ) نمی شه از تو ننوشت . نه ٬ نمی تونم از تو و از عشقت ننویسم٬ گستاخ تر از اونی هستم که به نظر میاد ؟! آره ٬ اگر اعتراف به عشق تو و در عشق تو حل شدن گستاخیه ٬ از من گستاخ تر ٬ پروردگارم نیافریده. اعتراف می کنم : عاشق شدم ..... نه عاشق هر کسی عاشق تو ٬ بهترین بهترین من ........... آه ٬ از به زبان آوردن اسمت چقدر لذت می برم ٬ بهترین بهترین من ........... نمی دونی چه احساس خوبی دارم همیشه به دست آوردن ٬ بعد از یه شکست سخت ٬ (اونم بدست اوردن کسی که باور نکنی حتی حاضر به بخشیدنت باشه) خیلی لذت بخشه... ( بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است ) (به دادم رسیدی ای دوست ) راستی یادم رفت بابت سالها پیش یه معذرت بزرگ بخوام ! آخه دیشب یه دفعه یادم اومد که به چه افتضاحی ......... نگم ٬ خوب نمی گم ........ فراموش کردی !!!!!!!!! از بس تو خوبی ٬ خدا یه تیکه بزرگ از همه مهرش توی دل تو گذاشته.... فقط یه بار دیگه بگم که خیلی دوست دارم آخه می خوام همه قصه عشق ما رو بدونن. دوستت دارم با افتخار سرمو بالا می گیرم و می گم ٬ تموم شد .( نقطه سر خط ) فصل جدیدی از زندگیمو باز می کنم برگ اول : تو رو می بینم با شجاعت اسمتو به زبون میارم بهترین بهترین من.. چه خوب که اجازه می دی با تو باشم چقدر خوبه که توی فصل سرما تنهام نگذاشتی دوست دارم به همه بگم که بعد از گذشت ۹سال که تو صبوری کردی و من بی وفایی اینقدر عاشق بودی که نگذاشتی زمین خوردنم و کسی ببینه . به چه می خندی تو ؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز ؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟ به چه می خندی تو؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه می خندی تو ؟ به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست ؟ خنده دار است بخند ...... .......... آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ هرگز شکستنتو ٬ نمی خواستم ببینم. بعد از شکستن من ٬ بعد از تمام التماس هایی که کردم تا نگذاری همه چیز از دست بره ... من موندم ٬ موندم تا لحظه ایی که ذره ایی محبتتو توی دلم احساس می کردم . گریه های منو نادیده می گرفتی٬ اصلا وجود منو نادیده می گرفتی ٬ انگار نه انگار وجود خارجی دارم یادت هست؟ یادت هست ٬ به حرف هام می خندیدی ؟ می گفتی نمی دونم عشق چیه؟ نمی فهمم دوست داشتن چیه؟ می گفتی قلبم خالیه ٬هیچ احساسی نیست ... وقت رفتن یادت هست سردی نگاهت٬ حتی برای آخرین بار دستمو نگرفتی حتی .... کاری کردی با نادیده گرفتنم که ذره ذره عشق از قلبم بیرون رفت ٬ ۷ سال ....... حالا اومدی با چشم گریون که چی ؟ ترحم می خوای ؟ دیگه حتی جایی برای ترحم کردن نگذاشتی . به حرمت عشقی که از دست رفت نمی خوام شکستنتو ببینم. چیزی که از دست رفته دیگه برگشتنی نیست ٬ خاکستر عشقم رو هم به دست باد سپردم .... حالا اومدی می گی پشیمونی؟! دیره نازنین ٬ دیر.... تو رو به همه مقدسات قسمت می دم ٬ رفتنم رو باور کن . راضی نباش به دوباره مردنم
این را ه های می تواند ما را در به دست آوردن آرامش یاری کند، امتحان کنید:
واقعا کسی هست به این حد عشق رسیده باشه که خودشو عاشق بدونه اینو مطالعه کنید بعد بگید دوستت دارم عاشقم ؟؟؟؟؟ تو واقعا عاشقی ؟؟؟؟؟ وقتي يكي و دوست داري حاضري جون فداش كني حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نگاش كني كني باوفات تكون بدن مياري بكني نميده باور کن که دوستت دارم ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم .... ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.... ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم.... دوستت دارم باور کن که دوستت دارم ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم .... ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.... ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم.... دوستت دارم حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم
خداوند به تمام انسان ها دلی پر از مهر و صفا بخشیده این ما هستیم که درک درستی از معنای واقعی عشق نداریم. می گوییم عاشق هستیم اما عشق این نیست که فقط بگوییم دوست داریم ! عشق را باید نشان داد. عاشق بودن یعنی عمل کردن به خواسته دل ، یعنی از اعماق دل محبت کردن ، محبتی بی کینه و بی ریا ؛ اون وقته که می تونیم بگیم : " آره ما عاشق عاشق شدنیم . " اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی تمامی ذرات وجودت، عشق را فریاد می کرد. اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی. اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم. ای کاش می دانستی... اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی اگر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است. اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی که این غریبه ی تنها، جز نگاه معصومت پنجره ای و جز عشقت، بهانه ای برای زیستن ندارد
دلت تنگ است ميدانم ، قلبت شكسته است مي دانم ، زندگي برايت عذاب است ميدانم ، دوري برايت سخت است ميدانم … اما براي چند لحظه آرام بگير عزيزم … گريه نكن كه اشكهايت حال و هواي مرا نيز باراني مي كند ، گريه نكن كه چشمهاي من نيز به گريه خواهند افتاد … آرام باش عزيزم ، دواي درد تو گريه نيست! بيا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگيري ، با گريه خودت را آرام نكن...! با تنهايي باش اما اشك نريز ، درد دلت را به تنهايي بگو زماني كه تنهايي! گريه نكن كه اشكهايت مرا نا آرام ميكند .! گريه نكن چون گريه تو را به فراسوي دلتنگي ها ميكشاند ! گريه نكن كه چشمهايم طاقت اين را ندارند كه آن اشكهاي پر از مهرت را بر روي گونه هاي نازنينت ببينند ، و دستهايم طاقت اين را ندارند كه اشكهاي چشمهايت را از گونه هايت پاك كنند .! گريه نكن كه من نيز مانند تو آشفته مي شوم! گريه نكن ، چون دوست ندارم آن چشمهاي زيبايت را خيس ببينم! حيف آن چشمهاي زيبا و پر از عشقت نيست كه از اشك ريختن خيس و خسته شود؟ اي عزيزم ، اي زندگي ام ، اي عشقم ، اگر من تمام وجودت مي باشم ،اگر مرا دوست ميداري و عاشق مني ، تنها يك چيز از تو ميخواهم كه دوست دارم به آن عمل كني و آن اين است كه ديگر نبينم چشمهايت خيس و گريان باشند! زندگي ارزش اين همه اشك ريختن را ندارد ، آن اشكهاي پر از مهرت را درون چشمهاي زيبايت نگه دار ، بگذار اين اشكها در چشمانت آرام بگيرند … عزيزم گريه نكن چون من از گريه هايت به گريه خواهم افتاد ! وقتي اشكهايت را ميبينم غم و غصه به سراغم مي آيد! وقتي اشكهايت را ميبينم حال و هواي غريبي به سراغم مي آيد ! وقتي اشكهايت را ميبينم ، از زندگي ام خسته مي شوم! وقتي اشك ميريزي دنيا نيز ماتم ميگيرد ، پرندگان آوازي نميخوانند ، بغض آسمان گرفته مي شود ، هوا ابري مي شود و پرستوهاي عاشق خسته از پرواز ! گريه نكن عزيزم… آرام باش عزيزم، بگذار اين اشكهاي گذشته را از گونه هاي نازنينت پاك كنم ، دستهايت رادر دستان من بگذار عزيزم، سرت را بر روي شانه هايم بگذار عزيزم و درد و دلهايت را در گوشم زمزمه كن عزيزم … من مي شنوم بگو درد دلت را عزيزم! با گريه خودت را خالي نكن عزيزم چون بغض گلويم را مي گيرد ، با گفتن درددلت به من خودت را خالي كن تا دل من نيز خالي شود! ميدانم وقتي اين متن مرا ميخواني اشك از چشمانت سرازير مي شود آري پس براي آخرين بار نيز گريه كن چون اين درد دلي بود كه من نيز با چشمان خيس نوشتم ....
شيريني ديدار بعداز فراق تو را انتظار ميكشم دوري از تو برايم سخت بود و ملال اور اما شيريني خنده هايت تحمل فاصله ها را برايم اسانتر ميكرد حالا ديگرنزديك به توام وجود نازنينت را حس ميكنم خاطرات تلخ تنهايي و روزهاي تكراري و بي كسي ام را دراين شهر از ياد برده ام اينجا هوايش بوي تو رادارد هر سو كه مينگرم توراميبينم كه لبخند به لب ايستاده اي و با چشمانت مرا فراميخواني همان چشماني كه شب وروز هجرانشان رادر اشك نگاهم بر قلبم ميريختم چه شبها كه روياي دستان پرمهرت خواب از چشمانم مي روبود و در دل ظلمت شب تو را فرياد ميزدم اري نازنينم قلبم را به توباخته ام قلبي كه زخم خورده دشنه داغ بي وفايي است و ابراز علاقه تو مرحمي است بر دردهاي ان. حلقه عشقت بوسه گاه لبهاي داغ من است چه ساده عاشقت شدم . صبورانه ميگذرانم اين چندروز را تا دوباره جان بگيرم از ديدار تو..... انگار كه نفرين شده ام به چه گناهي نميدانم سرنوشت بازيها دارد با دل خسته من اسير نفس او شدم وچه اسان تحقيرم ميكند سردرد امانم نميدهد چشمانم به سياهي ميرود همه جا تاريك است خاك مرده برسرايم ريخته اند خنديدن را از ياد برده ام شادي با من غريبه است وچه دور ميبينمش دست نيافتني ميماند سكوت مطلق اما دلم عجيب سنگين است حال ميتوان گريست نه ؟ صداي سكوت است كه مي ايد و من تنها نشسته ام با بغضي در سينه ام توان شكستنش را ندارم شايد هم نميخواهم بشكنمش مدتهاست كه بامن است دامني ميجستم كه پناهم باشد و پرده اشكم ميخواستم انجا سر در شانه هاي او هاي هاي گريه سردهم اما افسوس ..... اشكهايم انگار خريداري ندارند و ظلمت شب است كه بر خانه ام حكم ميراند كورسوي اميدي ميبينم يا كه شايد توهمي بيش نيست دنيا با من غريبه است وشب سهم من است از تمام روشنايها./ به تو تقديم ميكنم تمام احساسات دورنم را كه مشتاقانه تو را طلب ميكنند. به تو تقديم ميكنم لحظه لحظه هاي دلتنگي ام را كه به وسعت تمام روزهايي است كه بي تو سركردم. وبه تو تقديم ميكنم عشق را كه در تپشهاي قلبم و دراشتياق چشمان هميشه منتظرم يافتم. اين ارزشمندترين هديه من به توست گوشه اي از قلبت پناهش ده وبا خورشيد مهرباني ات نگهبانش باش. هميشه در خاطرم خواهي ماند هوای تنفسم راپر از یاد تو میکنم پر از عطر بویت از عطر چشمانت پر از قلب پر مهرت آرام دستانم را به دستانت می سپارم به دریای چشمانت چشم می دوزم لبانم را به سختی به حرکت وا می دارم وجاری می شوم مثل دریا مثل رود .د...و...ستت...دارم. بايد فراموشت کنم چنديست تمرين می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقين می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نيست .... تا بعد ، بهتر می شود ... فکری برای اين دلِ آرام غمگين می کنم ، من می پذيرم رفته ای و بر نمی گردی همين ! خود را برای درک اين ، صد بار تحسين می کنم ، کم کم ز يادم می روی اين روزگار و رسم اوست ! اين جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمين می کنم
دیگر از غم تو نمینویسم! در مرداب عشق تو دست و پا زدن چه سود؟ بگزار غرق شوم تا ببینند سرنوشتم را فرشتگان،و مردمان مار صفت و کینه توز؛از بلندای زمین به ژرفای آسمان سقوط خواهم کرد تا مردم بدانند این طوفان نیست که به زمین میوزد،این آه من است؛زلزله، زمان شکستن دل من است و سیل ،انبوه اشک من! شما که در تفهیم مفاهیم پوچ گم شدید همان بهتر که بهار را فقط شکفتن شکوفه بدانید و پاییز را عمر آن و زمستان را هم مرگش .چه کسی میداند امروز چندمین دل شکست،چندمین یاس شکفت و چندمین من پژمرد؟ ناله های لذت بخش مرا میشنوید؟شما که در اندوه سردی یخ زدید و در مه غفلت گم شدید!بگزارید غرق شوم تا فرشته نگهبانم که سالهاست نوشته استراحتی کند و کمی از جرعه آب چشمه ی صاحب خانه بنوشد...از بالا که مینگرم زمین ابری است !لکه های سیاه رنگی که نامش مردم بود،کم و بیش نقاط سپیدی در دل سیاهی چشمک میزد و در دل شب محو میشد.مردم هنوز نمیدانند که تمام خوشبختی شان مدیون شادابی یک گل سرخ است...
گاه آرزو میکنم تو چند لحظه ای خودت را جای من بگذاری و من باشی دلت من باشد چشمانت چشمان من باشد روحت روح من باشد تمام وجودت برای من باشد... آنگاه خواهی دید من چقدر برای رسیدن به تو بی قراری میکنم ... آنگاه خواهی دید چقدر شبها و روز ها از دوری تو اشک میریزم آنگاه احساس خواهی کرد من چقدر تو را دوست دارم و احساس خواهی کرد عشق را که تمام وجودم را فرا گرفته و به من وابسته شده است کاش این آرزو تبدیل به حقیقت میشد تا تو مرا بیشتر از همیشه باور داشته باشی باور داشته باشی که دوستت دارم باور داشته باشی که عاشق تو هستم عزیزم برایت مینویسم از عشق مینویسم تا مثل یک خاطره در ذهنت بماند همه احساساتی که تو میخوانی از این دل شکسته من است پس بخوان چون همه اینا حرف دل عاشق من است بخوان که نویسنده آن این قلب پر از امید من است همه دلخوشی من تویی همه دلخوشی من آن دستهایه گرم تو است همه دلخوشی من آن قلب مهربان تو است و همه دلخوشی من آن صدای زیبای تو هست اگر مرا از یاد ببری اگر آن دستهایت را از من دریغ کنی اگر آن قلب مهربانت را از من بگیری و اگر روزی فرا رسد که دیگر صدایی از تو نشنوم آن زمان بدان که دیگر من در این دنیا وجود نخوام داشت بدان که آرزوهایم بر باد رفته اند بدان که زندگی برایم بی مفهوم شده هست و بدان که از خستگی و از نا امیدی به آن دنیا سفر کرده ام دلم هواتو کرده آسمان ابری شده نمیدونی چه جوری دلم درگیر شده
به دستهایی که نرمی دست تورو حس می کنند حسودیم میشه
لیلی و مجنون اینترنتی ¤
دوباره شد شب و من بی قرارم..........Connect کن , زود بیا , در انتظارم بیا من آمدم پای Messenger .......... شدم مسحور آوای Messenger بیا Hard دلت را ما ببینیم ................گلی از گنج Home Page ات بچینیم بیا Icon نمای بی نشانم ..................که من جز آدرس Mail ات ندانم بیا امشب کمی Online باشیم............و تا صبح Sun Shine باشیم بیا ((انگوری)) بی تو غش کرد..........و حتی Hard Disk اش هم Crash کرد بیا ای عشق DotCom عزیزم .........به پای تو W ها بریزم مرا در انتظار خویش مگذار....... ......و پا زاندازه آن بیش مگذار بیا ای حاصل Search جهانی .......... بیا اجرا کن آن File نهانی بیا در دل تو را کم دارم امشب.......... حدودا 100 مگی غم دارم امشب اگر آیی دعایت می نمایم.................. .دعا تا بینهایت می نمایم اگر آیی دعای من همین است............. و یا نقل به مضمونش چنین است: مبادا لحظه ای DC شوی یار.............جدا از پای آن PC شوی یار مبادا نام ما را پاک سازی................ .و کاخ آرزو را خاک سازی بمان تا جاودان اندردر من ................ بمان تا حل شودهرمشکل من امیدواریم که خوشتون اومده باشه البته شک ندارم که شاعر محبوب کشورمون نظامی روحش هم از اینترنت خبر داشته باشه و الا با خوندن این شعر آنفاکتوس می زد!!!!!!!!!!! در به در می شویییییییییییم........
شدم با چت اسیر و مبتلایش ...................... شبا پیغام می دادم از برایش از ما در به در ها میشنوید عبرت بگیرید و گرنه خطرناکه حسن!!!
20 دليل محکم براي اينکه به زن بودن خود افتخار کنيد ادامه مطلب بروید 20 دليل محکم براي اينکه به مرد بودن خود افتخار کنيد ادامه مطلب بروید
|
About![]()
باز من تنهايم، باز من غمگينم، باز من سرگردان... از خود مي پرسم:به كه دل بايد بست به كجا بايد رفت؟... به كه بايد پيوست؟... به زميني كه پر از خار است؟... به دياري كه پر از ديوار است؟... يا به افسانه ي دوست … گريه ام مي گيرد... Archivesفروردین 1388بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 Links
هر چی عکس متحر ک می خوای دانلود کن نظر یادت نره | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||